خشک شدم...از تاوان ندادن ها....
حس ندارد بدنم..از حالت نبودن ها......:{><..
استخوانم می سوزد این هم جواب بدی ها.......
خشک شدم از تاوان ندیدن ها.....<><>....
عاشقی را معنی نکن..من
دادم پاسخ..همین ها............
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 14:57 توسط یه دوست...!
|
یاد سرنوشت این همه بعت های بی صداست